Iranians residing in Australia

ایرانیان ساکن بریزبن | گلدکوست

بریزبن ، گلدکوئست انجمن ها و گروه های ایرانیان استرالیا

درود بر همه دوستان و عزیزانی که در بریزبن , گلدکوئست زندگی میکنند ،به پیشنهاد اعضاء گروه های ایرانیان استرالیا بر آن شدیم پرسش و پاسخ های متداول و مهم  رو در  اینجا به اشتراک بزاریم تا اولا حجم سوالات تکراری را کم کنیم و در مرحله دوم چراغ راهی باشه برای عزیزانی که به زودی وارد بریزبن | گلدکوئست میشوند ، امیداست بتونیم کمکی کرده باشیم

تعرفه شرکت های برق در بریزبن

سوال در گروه :

سلام
من یه مشکلی برایم پیش امده بابت هزینه برق
من و خانمم هر دو دانشجو هستیم و از صبح تا عصر عموما دانشگاه هستیم و عموما برای خواب منزل هستیم. در اون تایم هم مصرف برق ما صرفا روشنایی، پخت و پز و اب گرم است.
اما هزینه برق ماهیانه ما ۲۰۰ دلار به بالا است.
ایا این مبلغ عادی است؟
با سایر دوستانم مقایسه میکنم مبلغ ما خیلی بالاتر است در حالی ک مصرف ما خیلی کم است.
ممنون میشم راهنمایی کنید

پاسخ های دوستان در گروه:

  • تعرفه برقتون رو چک کنید و با بقیه شرکت ها مقایسه کنید. علاوه بر این ببینبد مصرف ماهیانه چقدره. برق الان ماهی ۱۰۰ نرماله و در فصولی که کولر و بخاری روشنه تا ۱۵۰
  • میتونید عدد کنتور رو دو روز متوالی یادداشت کنید و ببینید چه جوریه. بعضی وقتها قبض بخاطر چک نکردن کنتور ممکنه داخل بک قبض بعددآپدیت شدندعذد زیاد بشه. وگرنه میتونید از طریق استراتا یا ایجنت پیکیری کنید. اگه توضیح بیشتر خواستید تلفنی در خدمتم
  • همه ی وسیله هارو از برق بکشین و چک کنین که کنتور هنوز کار میکنه یا نه. احتمالش شاید کم باشه ولی کنتور هم میتونه مشکل داشته باشه.
  • ما هم همین مشکل رو داشتیم پول برقمون زیاد بود نسبتا . کنتور چک کردیم مشکل نداشت بعد وسایل برقی رو چک کردیم تا فهمیدیم ماشین ظرفشویی مون خیلی برق میکشه و حدود یک سالی بود که اینجوری شده بود بعد ماشین ظرفشویی عوض کردیم درست شد
  •  

دعوت نامه برای بریزبن و مشکلات مهاجرت

سوال در گروه :

دوستان عزیز من دعوت نامه دارم برای بریزبن . وابستگیم تو ایران به خانواده و دوتا از دوستان خیلی زیاده هر شب دارم با قرص خواب میخوابم . هنوز نیومدم حالم خیلی بده شما که اونجا هستین میشه راهنمایی کنین که چطور باید با این موضوع کنار بیاییم

پاسخ های دوستان در گروه:

  • تنها راهش اینه که باور کنید و با این مساله صادقانه روبه رو بشید که با مهاجرت تمام اون وابستگی ها تبدیل به خاطره میشه. سخت و دردناکه و جای برگشت هم نداره. اگر دلیلتون برای مهاجرت از این مسائل محکمتر و مهمتره بالاخره یه جوري باهاش کنار میاید.
  • حستون رو کاااااملاااااا درک میکنم
    من جزو کسانی بودم که اگه یک هفته خواهرام و مادر پدرم رو نمیدیدم حالم بد میشد و شوهرم منو سوق میداد به دیدنشون. وابستگی عاطفی شدیدی به جمع فامیلی خودم و فامیل شوهرم، دورهمی، شلوغ کاری، مهمونی و دوستام داشتم. یا مهمونی بودم یا مهمونی میگرفتم تا همه دور هم جمع بشیم. گاهی کلاسم که تموم میشد سر ماشینو کج میکردم میرفتم خونه ی مادرشوهرم، دو سه ساعتی باهاش کپ میزدم روحم شاد میشد برمیگشتم خونمون.
    ولی از چند سال پیش سلسله اتفاقات ناخوشایندی برام افتاد که کم کم این حالت عاطفی رو در من کمرنگ کرد. کمرنگ شدن این احساس برام راحت نبود، دردناک بود. همون موقعش درد و رنج میکشیدم که چرا تمام کسانی که عاشقانه دوستشون دارم رفتارهایی از خودشون نشون میدن که انگار من براشون مهم نیستم. درصورتیکه من آرزوم بود زودتر از تک تکشون بمیرم.
    اون موقع دلیل این درد و رنج رو درک نمیکردم ولی الان انگار میبینم اگه اون اتفاقات برای من نمی افتاد، قطعاااااا من اینجا نبودم. نمیتونستم باشم. امکان نداشت بتونم مهاجرت کنم.
    الان یک ساله مهاجرت کردم. دلم برای هیچ کس تنگ نشده، اما توی خلوت خودم دلتنگم. نمیدونم برای چی و برای کی. فکر میکنم دلتنگ کی هستم و به نتیجه ای نمیرسم.
    اما
    وقتی میشنوم مهمونی شده و همه دور هم هستن قلبم فشرده میشه. دوست داشتم اونجا میبودم.
    تا اینکه یه روز دختر بزرگم گفت مامان مهمونی دیشب تموم شد، اما ما هنوز استرالیاییم. و اینجا بود که دیدم بله، دختر من از من عاقلانه تر دیده. مهمونی و دورهمیها تموم میشه و تو توی زندگی سخت اونجا همچنان هستی در حالیکه من الان استرالیام و امیدوار به ساختن زندگی بهتر.
    میخوام اینو بگم کار راحتی نیست، وقتی دلتنگی جسم و روح آدم درگیر میشه و راندمان آدم پایین میاد.
    باید قوی بود، خیلللللی قوی….
    اگر بقول دوستمون دلایل مهاجرتتون قویتر از احساستونه، اگه چیزهایی که قراره انشاله بدست بیارید براتون با ارزشتر از چیزهاییه که از دست میدین، مهاجرت کنید.
    و این مساله خیلللللی شخصیه.
    ولی فرصتها رو از دست ندین. میتونین یه دوره امتحانی بیاین و بخودتون بگین هروقت بخوام برمیگردم. اینطوری قلبتون آروم میگیره. و همیشه وعده ی دیدار عزیزانتون رو با خودتون مرور میکنید.
    و مهمتر اینکه در آینده پشیمون نخواهید بود که ای کاش میرفتم….

دعوت نامه برای بریزبن و مشکلات مهاجرتی و دلتنگی ها

سوال در گروه :

دوستان عزیز من دعوت نامه دارم برای بریزبن . وابستگیم تو ایران به خانواده و دوتا از دوستان خیلی زیاده هر شب دارم با قرص خواب میخوابم . هنوز نیومدم حالم خیلی بده شما که اونجا هستین میشه راهنمایی کنین که چطور باید با این موضوع کنار بیاییم

پاسخ های دوستان در گروه:

  • تنها راهش اینه که باور کنید و با این مساله صادقانه روبه رو بشید که با مهاجرت تمام اون وابستگی ها تبدیل به خاطره میشه. سخت و دردناکه و جای برگشت هم نداره. اگر دلیلتون برای مهاجرت از این مسائل محکمتر و مهمتره بالاخره یه جوري باهاش کنار میاید.
  • حستون رو کاااااملاااااا درک میکنم
    من جزو کسانی بودم که اگه یک هفته خواهرام و مادر پدرم رو نمیدیدم حالم بد میشد و شوهرم منو سوق میداد به دیدنشون. وابستگی عاطفی شدیدی به جمع فامیلی خودم و فامیل شوهرم، دورهمی، شلوغ کاری، مهمونی و دوستام داشتم. یا مهمونی بودم یا مهمونی میگرفتم تا همه دور هم جمع بشیم. گاهی کلاسم که تموم میشد سر ماشینو کج میکردم میرفتم خونه ی مادرشوهرم، دو سه ساعتی باهاش کپ میزدم روحم شاد میشد برمیگشتم خونمون.
    ولی از چند سال پیش سلسله اتفاقات ناخوشایندی برام افتاد که کم کم این حالت عاطفی رو در من کمرنگ کرد. کمرنگ شدن این احساس برام راحت نبود، دردناک بود. همون موقعش درد و رنج میکشیدم که چرا تمام کسانی که عاشقانه دوستشون دارم رفتارهایی از خودشون نشون میدن که انگار من براشون مهم نیستم. درصورتیکه من آرزوم بود زودتر از تک تکشون بمیرم.
    اون موقع دلیل این درد و رنج رو درک نمیکردم ولی الان انگار میبینم اگه اون اتفاقات برای من نمی افتاد، قطعاااااا من اینجا نبودم. نمیتونستم باشم. امکان نداشت بتونم مهاجرت کنم.
    الان یک ساله مهاجرت کردم. دلم برای هیچ کس تنگ نشده، اما توی خلوت خودم دلتنگم. نمیدونم برای چی و برای کی. فکر میکنم دلتنگ کی هستم و به نتیجه ای نمیرسم.
    اما
    وقتی میشنوم مهمونی شده و همه دور هم هستن قلبم فشرده میشه. دوست داشتم اونجا میبودم.
    تا اینکه یه روز دختر بزرگم گفت مامان مهمونی دیشب تموم شد، اما ما هنوز استرالیاییم. و اینجا بود که دیدم بله، دختر من از من عاقلانه تر دیده. مهمونی و دورهمیها تموم میشه و تو توی زندگی سخت اونجا همچنان هستی در حالیکه من الان استرالیام و امیدوار به ساختن زندگی بهتر.
    میخوام اینو بگم کار راحتی نیست، وقتی دلتنگی جسم و روح آدم درگیر میشه و راندمان آدم پایین میاد.
    باید قوی بود، خیلللللی قوی….
    اگر بقول دوستمون دلایل مهاجرتتون قویتر از احساستونه، اگه چیزهایی که قراره انشاله بدست بیارید براتون با ارزشتر از چیزهاییه که از دست میدین، مهاجرت کنید.
    و این مساله خیلللللی شخصیه.
    ولی فرصتها رو از دست ندین. میتونین یه دوره امتحانی بیاین و بخودتون بگین هروقت بخوام برمیگردم. اینطوری قلبتون آروم میگیره. و همیشه وعده ی دیدار عزیزانتون رو با خودتون مرور میکنید.
    و مهمتر اینکه در آینده پشیمون نخواهید بود که ای کاش میرفتم….

گم کردن پاسپورت ایرانی توسط پست استرالیا -بریزبن

سوال در گروه :

سلام دوستان
یه سوال داشتم،
من پاسپورت ایرانیم رو‌ برای تمدید‌ پست کردم سفارت، سفارت صادر کرد و داد که با Australia post برگرده‌ واسم (پست Express Platinum بود)، متاسفانه استرالیا پست ایمیل زد بعد یک ماه که پاسپورت من رو گُم کرده !

حالا باید یه نامه بدم‌ پلیس Stat Declaration تایید کنه بعد بفرستم واسه سفارت دوباره.
کسی این‌ اتفاق براش افتاده؟

پاسخ های دوستان در گروه:

  • سلام واقعا بابت این موضوع ناراحت شدم
    ولی هیچوقت نباید مدارکتون رو برای سفارت ایران پست کنید.
    پارسال منم گیر ویزا بودم ازم مدارک ایران میخواستن
    از ایران برام فرستاده بودن اینجا میگفتن پیش ما نیست ۶ماه تمام منو پیچوندن،یک روز مونده بود تاریخ برگه ایرانم اعتبارش تموم بشه حضوری رفتم سفارت ب هزار زور برام پیدا کردن
    هیچی هم براشون مهم نبود این ک این برگه اینجا چقدر برای ویزای من تاثیر داره
  • هیچوقت انلاین چیزی نفرستید برای سفارت
    من وقتی رفتم اونجا مدارک طرف نرسیده بود بعد یک ماه گم شده بود
    اونا ک پیگیری نمیکنن اصلا
  • خیلی ها مشکلی نداشتن و من خودم سه هفته ای رفت و پاس جدید با بقیه مدارکم برگشت. هنگام ورود و خروج مدارک پیامک میزنه سفارت و کدها قابل پیگیری از پست.
    حضوری رفتن کانبرا تایم و امکانش برام نبود واقعا

نان ایرانی در بریزبن کجا میشه پیدا کرد؟

سوال در گروه :

میبخشین نون ایرانی بخوام بگیرم کدوم فروشگاه‌ها تو بریزبن دارن

پاسخ های دوستان در گروه:

  • سوپرمارکت و نانوایی آریانا در موروکا، بجز یکشنبه ها بقیه روزها از ۸صبح تا ۳ظهر نان بربری تازه و گرم پخت میکنن، تو‌گوگل مپ اسمش رو سرچ کنید میتونید لوکیشن دقیق رو ببینید، نان لواش و تافتون هم معمولا سوپرهای ایرانی و افغانی البته بجز پرشین استار تارینگا که فقط بربری و نان لبنانی میاره؛ بصورت بسته بندی میارن که صبح بین ساعت۹تا۱۲ظهر گیرتون میاد ولی بعدش شاید تمام بشه.
  • Hamid bakery
    سابرب woodridge هم نان لواش تازه پخت میکنن.

نان ایرانی در بریزبن کجا میشه پیدا کرد؟

سوال در گروه :

میبخشین نون ایرانی بخوام بگیرم کدوم فروشگاه‌ها تو بریزبن دارن

پاسخ های دوستان در گروه:

  • سوپرمارکت و نانوایی آریانا در موروکا، بجز یکشنبه ها بقیه روزها از ۸صبح تا ۳ظهر نان بربری تازه و گرم پخت میکنن، تو‌گوگل مپ اسمش رو سرچ کنید میتونید لوکیشن دقیق رو ببینید، نان لواش و تافتون هم معمولا سوپرهای ایرانی و افغانی البته بجز پرشین استار تارینگا که فقط بربری و نان لبنانی میاره؛ بصورت بسته بندی میارن که صبح بین ساعت۹تا۱۲ظهر گیرتون میاد ولی بعدش شاید تمام بشه.
  • Hamid bakery
    سابرب woodridge هم نان لواش تازه پخت میکنن.

ترس از حیوانات و جانوران در استرالیا -بریزبن گلدکوئست

سوال در گروه :

سلام دوستان من ۷ نوامبر پرواز دارم و دارم میام بریزبین با همسر و بچه هام
حقیقتا عاشق استرالیا هستم ولی تمام این مدت طولانی که برای مهاجرت تلاش کردم تنها ترس و دغدغه م حیوانات وحشرات اونجا بودن،..آیا واقعا به این ترسناکی هست که توی یوتیوب میبینیم یا واقعا اونقدر پررنگ نیس؟ورود حشرات ترسناک یا خطرناک توی خونه ها داریم اصلا؟
نیاز دارم تو این زمینه به حرفها و کمکهاتون

پاسخ های دوستان در گروه:

  • بسلامتی نگران نباشید شما اونا رو نمیبینید اولا همه ‌ورودیها تور دارند و چیزی رد نمیشه در ضمن خونه ای که میگیرید مهمه که قدیمی و کهنه نباشه نباید در رو باز بذارید اصلا
    من خودم رعایت میکنم مشکلی نداشتم هر چند یک وقت یه عنکبوت بزرگ وارد خونه شده اونم فکر کنم از زیر در اینا 
    هر چند اونجا رو هم بستم ولی پیش میاد

    موفق باشید

  • سلام عزیزم
    منم ترس این حیوانات رو داشتم و دارم
    ولی جالبه که میزان ترسم کمتر شده
    مثل قبل نیستم و فکر میکنم با گذشت زمان و دیدن بیشتر حیوانات کمتر و کمتر بشه. ولی خب هستن دوستان خزنده دیگه
    عنکبوت و مارمولک که هست توی خونه، بقول دوستان نباید درها و توریها رو باز بذاریم.
    ترس من ماره که یک بار فقط دیدم توی این یکسال
    این پرنده ها که حمله میکنن هم یه بار بهم حمله کرده، من پریدم توو ماشین، اما گوش شوهرمو زخمی کرد
    مورچه هم یه بار گاز گرفت صورتم رو، که احساس بعد از گزیدنش بغیر از درد اولیه ش، مثل این بود که آمپول بی حسی دندون که داره اثرش رو از دست میده، چطوریه پوست آدم، مور مور میشه ، اونطوری بود….
    دیگه جونم برات بگه 
    پیاده روی که رفتم از اسکلت کانگورو، اسکلت مار، پوست مار بعد از پوست اندازیش، قورباغه ی له شده، جوجه پرنده ی تازه متولد شده که از لونه ش افتاده بیرون دیدم تا حیوانات زنده که از کنارت رد میشن رو میبینی.
    کمکهای اولیه ی بعد از گزش مار رو خوندم که بدونم 
    ولی خب این موارد خار گل سرخه دیگه.
    عوضش از جلوی خونه هایی رد شدم که طاووس بعنوان پت، دارن ، زیبااااااااا…..
    صدای پرندها هاش منحصربفرد و قشنگ….
    تنوع موجوداتش شگفت انگیز‌….
    بالاخره بهشت رفتن هم بهایی داره….
    انشاله که خوش بیاین و نگرانیهاتون در حد همین حیوانات اینجا باقی بمونه و هیچ چیز دیگه ای خاطرتون رو مکدر نکنه.
    سلامت باشین و شجاع
  • من هم فوبیا شما رو داشتم ولی توری رو ببندید هیچ مشکلی پیش نمیاد و الان واقعا ترس ندارم
  • اگر توی برج یا آپارتمان بلند زندگی کنید هیچ آثاری از حشرات و حیوانات نمیبینید
  • وضعیت حیوانات و حشرات اینجا آرامش رو میگیره از آدم مخصوصا کسیکه حساسه، بچه داشتن که دیگه خیلی خطرناکه .
  • تبریک میگم بهتون ویزاتون گرنت شد.

    ببینید اینا قسمتی از زندگی اینجاس. ورودشون به خونه که گفتین یه اتفاق طبیعیه. به کرات اتفاق میفته. در باز باشه میان تو.

    همین هفته پیش خونه دوستم تو میلتون مار پایتون اومده بود. بعدشم مارگیر اومد پیداش نکرد. آخر شب فهمید تو اتاق خوابشه تا صبح بیرون خوابید تا باز یه مارگیر دیگه اومد بردش. سابرب نزدیک cbd هم هست میلتون.

    عنکبوتم که همه جا هست. خیلیاشونم سمی هستن و کشنده. خیلی نمیمیرن آدما از مارو عنکبوت ولی. حداقل من ندیدم.

    خطرناک تر از همشون پرنده هاشن ولی. شانس اینکه تو همون چندماه اول یه پرنده بهتون حمله کنه خیلی بیشتر از حمله مارو عنکبوت و ایناست.

    ولی درکل اماری نگاه کنین به این قضیه. احتمالش کمه. شایدم تا آخر زندگیتون تو بریزبن یدونه از اینام نبینین. ولی شایدم دیدین.

گواهینامه رانندگی در ایالت کوئینزلند

سوال در گروه :

سلام دوستان
یه سوال درباره گواهینامه داشتم
پدر و مادری که با ویزای توریستی وارد استرالیا میشن چطور میتونن رانندگی کنن توی بریزبن

ترجمه ناتی از ایران داشته باشن کافی هست؟چون تو گروه های دیگه چند تا از دوستان اشاره کرده بودند که ترجمه ناتی از ایران اعتبار نداره اینجا و دوباره اینجا باید درخواست ترجمه بدن
ممنون میشم اگر تجربه مشابه داشتید راهنمایی کنید

پاسخ های دوستان در گروه:

  • ترجمه ناتی ایران اعتبار داره. بیماری خاصی هم نداشته باشن. بالای ۷۵ هم نباشن.

    توجه کنید که مشکل با پلیس و رانندگی نیست.
    اونها مشکلی ندارند

    مشکل مال زمان تصادف هست که اون موقع شرکت های بیمه دنبال هر بهانه ای میگردند که خسارت ندن. حتما با شرکت بیمه ماشین چک کنید